پاسخ استاد به کتاب 23 سال منتسب به علی دشتی - 10 - قرآن از حيث احكام و شرايع
پاسخ دکتر شایق به کتاب بیست و سه 23 سال منتسب به علی دشتی (بازنشر2)قرآن از حيث احكام و شرايع
نويسنده ادعاهاي ديگري نموده كه آنها را مطرح و بطلان آن را ثابت مينماييم:
ـ گفته «فقه اسلامي مولود كوشش مستمر علماء مسلمان است و در طي سه قرن اول هجري مدوّن شده است وگرنه شرايع قرآني موجز و غيروافي به جامعة بزرگي است كه نيم قرن و يك قرن پس از هجرت به وجود آمد»(ص87).
بديهي است كه يك كتابي كه ميخواهد متكفل سعادت ابدي براي بشر باشد بايد مسائل مهم و مصالح برتر را مطرح سازد همان طور كه در قانون اساسي يك كشور قوانين مربوط به جزئيات راهنمايي و رانندگي و ميادين ورزش را نمينويسند و فقط كليات مهم را ترسيم مينمايند و اصولاً يك كتاب آسماني شان بالاتر از اين دارد كه بخواهد تا سرحد يك كتاب قانون تنزّل كند. حتي عقلاي عادي صاحب تخصّص نيز در نوشتن قانون اساسي مختصرترين را مينويسند، خطوطي كلي را مشخص نموده و طوري تنظيم ميكنند كه چتر شمول قانون اساسي همة قوانين گسترده كشور را پوشش دهد.
روش اسلام نيز همين است.خداوند قوانين و مصالح كلي موردنياز بشر را به صورت عام در قرآن مطرح نموده و پيامبر و جانشينان معصوم و داراي علم لدني الهي را مأمور تبيين آن ساخته است و خود قرآن فرموده: [و ما قرآن را برتو نازل ساختيم تا (تواي پيامبر) آيات آن را براي مردم تبيين نمايي....] (نحل89).
پيامبر گرامي نيز بارها و بارها اين حقيقت را به مردم گوشزد نمود كه قرآن بدون عترت نيست و اين دو هرگز از هم جدا نميشوند روايت [من در ميان شما دو وزنه سنگين باقي ميگذارم كه هرگز از هم جداشدني نيستند يكي قرآن و ديگري عترت] روايتي است كه شيعه و سني آن را متواتر و قطعي الصدور ميدانند. بنابراين آن مقدار از احكام مستفاد از قرآن كه در حيات پيامبر بيان نشده بود در زمان ائمه معصومين عليهم السلام بيان گرديد بنابراين فقه اهل بيت درست طبق ترسيم رسول گرامي اسلام پيش رفته است. اكنون اين سؤال پيش ميآيد كه چرا حقايق قرآني كلي بوده و نيازمند تفسير است چرا طوري نازل نشده كه هركس مستقيماً بفهمد؟
در جواب ميگوييم:
1ـ همان جواب سابق كه قرآن قانون اساسي اسلام و متكفل مسائل مهم بشر است بنابراين شأن آن توضيح و تفسير و پرداختن به جزئيات نيست واگردرمواردی ظاهراًبه امورجزئى اشاره دارد بیان مصداق ازحقایق کلی است واین روش قرآن است.
2ـ در قرآن حقايق بينهايت نهفته است و اگر بخواهيم حقايق بينهايت را مستقيم و جزءجزء بيان كنيم هفتاد من كاغذ هم كفايت نميكند اما بياني جامع كه حقايق بسيار را دربرگيرد و در كنار آن مفسران دانشمند آن را تبيين كنند روش صحيح است همان طور كه دانشگاههاي پزشكي جهان كتب طب را طوري نمينويسند كه عامة مردم مستقيماً بتوانند خود بخوانند و استفاده كنند بلكه علمي و عميق مينويسند و در كنار آن متخصص صاحب نظر واسطة بهره بردن مردم از آن ميشود و اين روش درست و عقلايي است و قرآن نيز بدين منوال است و خود بدان تصريح نموده است.
3ـ بيشك جامعه اسلامي بدون رهبري دانشمند كه واجد همه معارف اسلام باشد تعالي نيافته قادر به اجراي احكام الهي نخواهد بود و وجود همچو رهبري از مهمترين ضرورتهاست و وجودش ستون فقرات عزّت و سعادت امت است. قرآن كريم به گونهاي نازل شده است تا مسلمين دريابند به مفسران حقيقي قرآن نيازمندند و بايد از آنها پيروي كنند و بدين وسيله هدف فوق تأمين شود.همانگونه که کتب درسی به روشی تدوين شده كه دانشآموزاحساس بی نیازی به معلم ننموده همواره احساس نياز به استاد كند و به قول مولوي:
هيچ كس بي اوستا چيزي نشد هيچ آهن خنجر تيزي نشد
تا اينجا سستی اشکالات گفتار مؤلف روشن است لكن براي اين كه عمق خطابيشتر برخواننده گرامي روشن شود لازم است گوشة بسيار كوچكي از عظمت تشريع قرآن بيان گردد.
امروزه در بين مردم اموري بسيار بديهي رايج است كه اگر كسي نداند فكر ميكند هميشه اين امور به همين صورت، بديهي بودهاند مثل بداهت جاذبة زمين در حالي كه قبل از كشف جاذبه توسط نيوتن اين موضوع بديهي نبوده است. همين طور است بسياري از مفاهيم در عرصة حقوق و قانونگذاري مثل اصل برائت و مساوات قانوني و شخصي بودن جُرم و اصول متعدد ديگري كه امروزه در تمام جهان در عرصه حقوق به عنوان اصول مسلّم پذيرفته شدهاند اما واقع امر اين است كه قبل از اين كه اسلام اين اصول را به كار برد كسي اينها را نميدانست در اروپا در طي قرون متمادي اصل براتهام بود نه برائت زيرا معتقد بودند كه خدا از فرد بيگناه دفاع ميكند لذا آهني تفتيده به دست متهم داده از او ميخواستند نه گام راه برود و آهن را بيندازد سپس او را نگه میداشتند اگر دست وي عفونت ميكرد او را گناهكار شمرده و اتهام را اثبات شده ميپنداشتند و مجازات ميكردند! از همين طريق انسانهاي بسياري شمع آجين شده و در حبسهاي طولاني مانده تا مردند بيش از هزار سال قبل از رنسانس و رسيدن اروپا به اصل برائت نظام قضايي اسلام (كه بخشي از تشريع آن است) اين اصل را در محاكم به عنوان اصلي مبرم و محكم اجرا ميكرده است.
همين طور قبل از رسيدن دانش اروپا به اصل شخصي بودن جرم اگر فردي گناهي كرده و فرار ميكرد مجازات او نيز به ورثه ارث ميرسيد و مثلاً فرزند را به جاي پدر مجازات ميكردند و براي اثبات اين اصل خود فلسفههاي پيچيده موهومي داشتند هزار سال قبل از وقوف اروپا بر اصل شخصي بودن جرم، اسلام اين قاعده را كه در منابع اسلامي به عنوان قاعده نفيوزر شهرت يافته و در آية كريمة [ولا تزرُ وازرةً وزر اخري: هيچ كس بار گناه ديگري را به دوش نميكشد] متجلي است، اجرا كرده است.
همين طور قاعده مساوات قانوني كه مفاد آن تساوي انسانها در برابر قانون است هزار سال قبل از رسيدن غرب بدان اسلام آن را اجرا كرده و جزء اصول ثابت خود قرار داده بود. قبل از آن در اروپا قاعده اين بود كه اشراف در برابر قانون داراي وسعت بيشتري بوده و در مقابل اقشار پايينتر محدوديت و ضيق بيشتري داشته و متوسطها نيز كمتر از اشراف و بالاتر از اقشار پايين بودند. با راه يافتن محققان غربي به منابع اسلامي آرامآرام واژههايي مثل مساوات و برابري در آثار و امثال ژانژاك روسو پديدار شد و غرب پس از قرنها سرگرداني آرام آرام به حقيقت اين اصول واقف گشت دهها اصل و قاعدة بسيار مهم حقوقي ديگر كه امروز به عنوان اصول ثابت حقوق بينالملل شمرده ميشود و تصور ميشود بديهي هستند به اين سادگي به دست بشر نيامده و به خاطر واقف نبودن جوامع قرون وسطي به اين اصول چه انسانهاي بيگناهي كه قرباني شدند و در تمام اين موارد بدون استثناء اسلام بيش از هزار سال قبل اين اصول را اجرا نموده بود.
قالبهاي زيبا در قضاوت و تعامل قاضي با مدعي و منكر و رسيدگي به دعاوي و اقامة دعوا و بينه و نيز عقود و ايقاعات و فسخ و... كه همه نوآوري اسلامي است چيزي نيست كه غرب از آبا و اجداد يا از كتب خود گرفته باشند چون هم كتب آنها موجود است و فاقد اين سبكهاي عجيب و بيبديل است و هم تاريخ آنها فراروي ماست و بيترديد همه اينها اقتباس از منابع اسلامي است.
اينجاست كه ميتوان عمق غلط گفتار مؤلف 23 سال را ديد كه مدعي شده احكام اسلام اقتباس از كتب يهود است! و به راستي اين پيچيدگيهاي شگفت و بديع كه در تمام زمينههاي اقتصادي، اجتماعي، قضايي و حقوقي، خانوادگي، نظامي، تربيتي، و... در احكام اسلام وجود دارد، با آن اصول سابقالذكر و دهها اصل ديگر كه همه و همه نوآوري اسلام است و امروز دنيا دارد در نظامات حقوقي و قانونگذاري خود از اين روشها و قالبها بهره ميبرد در كدام يك از كتب آسماني قبل از اسلام خاصه تورات وجود داشته؟ به ما نشان دهند. البته انجيل فاقد احكام شرعي است و تورات نيز بگونهاي تحريف شده كه امروزه يك جوان يهودي تحصيل كرده خجالت ميكشد كتب مقدس دين خود را در يك كلاس درس يا جمعي عرضه كند.
البته اين امر كه در اسلام نماز و روزه و زكات و... وجود دارد و در آيينهاي ديگر هم هست (منتها به صورتي متفاوت) بيان خود قرآن است و دليل آن هم اين است كه همه اديان از نزد خداست چه آيين موسي عليهالسلام و چه آيين عيسي(ع) و چه آيين محمد صليالله عليه و آله و خداوند جميع امتها را به عبادت در برابر ذات اقدسش امر كرده همة امتهاي قبل را به نماز (اظهار كوچكي و بندگي در برابر خدا) و زكات (رفع نيازمنديهاي فقرا و محرومان) امر به معروف و نهي از منكر (بيتفاوت نبودن در مقابل انحرافات و نقايص جامعه) و جهاد (مبارزه با دشمنان مهاجم يا مانع نشر اعتقاد توحيدي) امر كرده است و اينها اموري هستند كه براي يك جامعهاي كه ميخواهد با ايده توحيدي زندگي كند از ضروريترين امور است و طبعاً اين امور در تمام جوامع بشري توحيدي از نيازهاي مهم است و لذا در همة اديان آسماني سرلوحة برنامههاست و خدا هر پيامبري فرستاده با همين برنامهها فرستاده است خود قرآن در مورد عيسي(ع) فرموده: [و خدا مرا به نماز و زكات مادام كه زندهام امر نمود] (مريم/31).
و در مورد قوم موسي عليهالسلام فرموده: [و خانههاي خود را محل عبادت خدا قرار داده و نماز بپا داريد] (يونس / 87).
و نيز در مورد زكريا و يحيي(ع) فرموده: [ما به آنها انجام افعال خير و به پاداشتن نماز و دادن زكات را الهام كرديم و آنها بندگان متواضع ما بودند] (انبيا/73 ).
نیزقرآن حج را از فرائض شريعت ابراهيم(ع) دانسته است ابراهيم به دستور الهي خانه كعبه را ساخت و مردم را به اداي مناسك آن دعوت فرمود اين سنت الهي در ميان اولاد اسماعيل همچنان رواج داشت كه قريش و كثیری از طوايف عرب ساكن در مكه از اولاد اسماعيل فرزند ابراهيم بودند اصل مراسم حج توسط اينها حفظ شده بود لكن با خرافات و بتپرستي و سنتهاي جاهلي آلوده گشته بود رسول گرامي اسلام براساس وحي الهي اين سنت ابراهيمي و اين فريضه را از شرك و سنن جاهلي پيراست قرآن نيز براين حقيقت تأكيد فرموده كه: [سپس به تو وحي نموديم كه از روش حضرت ابراهيم كه حقگرا بود پيروي كن و از مشركان مباش] (نحل/123 ).
اينك براي اين كه گوشهاي از اعجاز قرآن كريم در تشريع روشن شود به مورد حج كه مؤلف 23 سال به آن طعنه زده و نعوذبالله از سنن جاهليت دانسته اشاره ميكنيم. اگرچه تمام احكام و برنامههاي اسلام شاهكار و اعجاز است.
اگر پيروان يك دين كه در تمام جهان متفرق شدهاند و پيروان بسياري نيز دارند بتوانند هر سال از هزار نفر نمايندهاي به يك گردهمآيي بزرگ بفرستند تا در آن گردهمايي ضمن آشنايي بيشتر با قوانين و احكام دين خود و گذراندن يك دوره كوتاه عملي با يكديگر ارتباط برقرار نموده و از مشكلات كلي امت مطلع و در راهكار رفع معضلات با هم هماهنگ شوند بيترديد اقدامي ارزشمند و بسيار مؤثر است. اما بركسي پوشيده نيست كه همچو همايش عظيمي عملاً محال است. تشكيل يك كنفرانس كوچك با دعوت چندنفر از كشورهاي مختلف هزينههاي سرسامآور و مسئوليت سنگين حقوقي و امنيتي دارد چه رسد به همايشي با اين وسعت. به ويژه از جهت تأمين امنيت كه در عصر حاضر شاهديم وقوع يك انفجار يا يك درگيري در شهري كه ميزبان يك كنفرانس جهاني مثل غيرمتعهدهاست يا حتي نفوذ يك هواپيماي كشور دشمن در آن شهر باعث لغو آن كنفرانس ميگردد. حال اگر كسي از عهده تشكيل همچو همايش عظيمي به راحتي با اين ويژگيهابرآیدمعجزه است:
1ـ چنان جاذبهاي ايجاد كند كه مردم خود براي حضور در آن همايش التماس كنند و از هم سبقت گيرند.
2ـ تمام هزينههاي سفر خود را خود داده و مسئوليت خطرهاي احتمالي راه را نيز عهدهدار گردند.
3ـ وقتي در محل برگزاري كنگره عظيم حاضر شدند بايد:
ـ سر خود را بتراشند (و محاسن خلقت خود را زایل كنند)
ـ در صحراي سوزان تفتيده در شرايط سخت چند روز توقف كنند و به انجام اعمالي كه در موارد متعددي حكمت و دليل آن را نيز نميدانند مشغول شوند.
ـ چند شب را در بيابان كه گاه از نيش حشرات گزنده آسيب ميبينند بخوابند.
ـ لباس خاصي كه به سختي ميتوان بر بدن نگه داشت بپوشند كه دوخته نباشد و شرايط خاصي داشته باشد.
ـ از همسران خود كناره گيرند.
ـ اگر يكي از اين احكام را رعايت نكردند كفاره و قرباني بدهند.
ـ پس از آن نه تنها از ميزبان كه اين همه رنج و هزينه را بدون هيچ پذيرايي ظاهري با هزار منت برآنها تحميل كرده نرنجيده بلكه كمال رضايت قلبي و تشكر زباني را از او داشته باشند.
4ـ ميزبان سياستي پيچيده به كار ببرد كه فرقههاي مختلف پيروان كه گاه حتي با هم در حال جنگهاي خونين بودهاند در اين همايش عظيم در كنار هم با خيال راحت گرد آيند ولي نه درگيري پيش آيد نه خوف درگيري باشد!
انصاف دهيد آيا اگر كسي بتواند اين كار شگفت را انجام دهد عمل او اعجاز هست يا نه؟! و آيا اسلام اين كار را در همايش عظيم حج نكرده است؟
كدام قدرت سياسي و اقتصادي و دانش روانشناسي و جامعهشناسي ميتواند شبيه اين كار بلكه نصف يا ربع بلكه عُشر آن را انجام دهد؟ بسمالله!
حال بنگريد در تأمين امنيت همايش (كه در عصر حاضر از مهمترين شاخصههاي برگزاري كنگرههاي بينالمللي است) چه سياست عجيب محكم و شكست ناپذير و در عين حال بيهزينهاي به كار برده است!
1ـ امنيت زماني: از 40 روز قبل مراسم و زمان مراسم تا حدود40 روز بعداز مراسم حج را ماه حرام اعلان داشته، حرمت آن را بسيار تغليظ جنگ و درگيري در آن را به شدت تحريم و حتي دية قتل خطا را دو برابر در نظر گرفته است.
2ـ امنيت مكاني: اطراف خانه خدا را دايرة بزرگي با قطر 192 كيلومتر حرم امن اعلان نموده و جنگ و شكار را در آن ممنوع ساخته است.
3ـ امنيت اضافي: در حال احرام شكار، نزاع و حتي مجادله را منع نموده و حتي دستورداده كه لباس احرام نبايد دوخته باشد به اين ترتيب ديگر كسي نميتواند براي لباس خود جيب و شبيه آن براي جا دادن وسايل نزاع بدوزد و در اين لباس نيز نميشود دعوا كرد!
با اين ترتيب در قديم طوايفي كه با هم در حال جنگ بودند هرچند هم كه چند ماه قبل از حج به قصد حج حركت ميكردند اما زماني كه به هم ميرسيدند نقطة تلاقي آنها از جهت مکاني در حرم و از جهتزمانی در ماه حرام بود يا اگر قبل از حرم به هم ميرسيدند حداقل در ماه حرام بود و ديگر جنگي رخ نميداد و اين لاية امنيتي چند جدارة نفوذناپذير در طول تاريخ اسلام حج را به كانوني عظيم بدون درگيري و با آرامش تبديل ساخته و جالب اين كه برخلاف سياستهاي امنيتي نفوذپذير و پرهزينه براي كنفرانسهاي بسيار كوچك (نسبت به حج) در اين سياست امنيتي هيچ هزينهاي بر قانونگذار و دعوتكننده تحميل نشده!
به راستي كدام نابغة بزرگ بشري ميتواند چنين كاري بكند و كدام قدرتي در عصر حاضر توان اين كار را دارد؟ امريكا كه ابرقدرت مدعي داراي ابزارهاي فوق مدرن در عرصههاي مختلف و غول رسانهاي جهان است حتي از جمع كردن عموم مردم خودپاي صندوقهاي رأي با اين همه هزينه عاجز مانده است و در انتخابات كنوني آمريكا جمعيت رأي دهنده به 30% جمعيت صاحب راي نميرسد و عليرغم اين كه اين امر براي دموكراسي غرب خجالتآور است در حالي كه اين حضور آن زحمتها كه در مورد همايش عظيم حج گفتيم نيز ندارد و اينجاست كه در مقام مقايسة ابتدايي بر هر منصف عاقلي ترديد نميماند كه اين حكم اسلام معجزهاي شگفت است و از توان قويترين انسانها و دولتها نيز بيرون ميباشد!
اگر وارد محتواي شگفت حج شويم تازه معلوم خواهد شد كه اعجاز اصلي حج در آنجاست و چون اين مختصر گنجايش بيان فلسفه عظيم حج را ندارد به مختصري اكتفا ميكنيم.
يكي از زواياي محتواي حج كه مدنظر اسلام است اين است كه مسلمين از مصالح و مسائل مهم مربوط به سرنوشت جامعه اسلامي مطلع شده در رفع مشكلات و موانع پيشرفت امت اسلام يك دست و هماهنگ شوند. طبق اهداف شارع بزرگ اسلام در طول ايام حج معمولا چهارنماز جمعه اقامه ميشود كه لازم است دانشمندترين خطيب جهان اسلام در اين خطبهها براي مردم سخنراني كند و مردم را در جريان مهمترين وقايع و مصالح امت قرار دهد بعداز برگشت حجاج از اين كنگره عظيم رسم مسلمين اين است كه به ديدن حجاج رفته و لاجرم اخبار آنها را در ضمن اين ديدار دريافت ميكنند چون در هيچ محله و روستايي نيست كه يك نفر حاجي وجود نداشته باشد تقريباً تمام امت اسلام در جريان مصالح مهم امت قرار ميگيرند.
امام حسين(ع) براي اين كه فرياد حق طلبي خود را به گوش همه اسلاميان برساند هزار كيلومتر بر مسير خود تا كوفه افزودچون بجای حرکت بسمت شمال که کوفه بودابتدابه سوی جنوب(مکه)حرکت وسپس به سمت کوفه درجهت شمال بازگشت و بدينوسيله در مدت كوتاهي خبر فسق يزيد و پيام قيام خود را در سراسر عالم اسلام منتشر ساخت آن هم در عصري كه هيچ رسانهاي نبود اما امروز در عصر انفجار اطلاعات و رسانههاي انبوه و جهانگير با آمارهاي عجيبي روبرو ميشويم مثل اين كه هنوزدرصدبالایي از مردم امريكا نميدانند خاورميانه كجاست! و عدة زيادي ايران را نميشناسند و اخبار بسيار ديگري كه گاه شنيدن آن انسان را به عمق شگفتي فرو برده و ميفهمد كه هنر اسلام چقدر عالي و بيبديل بوده است كه با اين سياست عجيب توانسته امت اسلام را در يك حوزة اطلاعاتي مستقيم و پيوسته به هم مرتبط و از امور مهم و مصالح ضروري وهامّ امت مطلع سازد. حتي در عصر نبودن ابزار ارتباطات!
البته اين نتيجة مهم درصورتي كاملاً تحقق مييابد كه حاكميت جامعه اسلامي نيز طبق نظر شارع مقدس اسلام جريان يافته باشد كه متاسفانه امروز اين طور نيست. و اين ربطي به نظام تشريع اسلام و كارآيي عظيم حج ندارد همانند اين كه فردي ناتوان و غيركارشناس بخواهد از قابليتهاي پيشرفته و پيچيده يك ابر رايانه استفاده كند بديهي است نخواهد توانست و در اين صورت عدم ظهور قابليتهاي ذاتي رايانه از ناحيه ناتواني كاربر است نه سازنده آن.
اگر خوانندة گرامي طالب آن است كه پارهاي ديگر از عظمت محتوا و آثار حج در اسلام را مشاهده كند او را به خطبه 192 نهجالبلاغه موسوم به قاصعه ارجاع ميدهيم.
اين اعجاز تشريعي منحصر به حج نيست بلكه در جهاد، نماز، روزه و ساير احكام اسلام نيز وجود دارد و البته براي كسي واضح و روشن است كه دو ويژگي داشته باشد اول فهم دوم انصاف.
در مورد زكات نيز مؤلف مزبور اين حكم عالي اسلام را طوري جلوه داده كه گويا پيامبر گرامي از مردم خراج ميگرفته تا بساط حكومت تشكيل دهد در حالي كه قران كريم موارد مصرف زكات را در آيه (60) سورة توبه به شرح زير بيان فرموده است:
«فقراء، مساكين، كارگزاران جمع زكات، آزادي بردگان، ياري ورشكستگان، كساني كه حاضرند با گرفتن اجرتي از حدود اسلام دفاع كنند يا به اسلام تمايل پيدا كنند، كمك به در راه ماندگان، در راه خدا (مصارف عامالمنفعهاي كه مورد رضاي خداست)».
اينها موارد تصريح شده در قرآن كريم براي زكات است خواننده گرامي اگر اين موضوع را در كنار زندگي ساده پيامبر اسلام بگذارد (كه حتي براي نشستن، گليمي كه زيرپاي خود و اهلش بگسترد نداشت و تا آخر عمر حتي از آويختن پردهاي گلدار در بيت خود منع فرمود و در تقسيم غنايم گاه چنان به خانواده خود توجه نميفرمود كه مورد اعتراض همسران خود قرار ميگرفت)حقیقت رابهتردرخواهدیافت.
پيامبر هرگز درهمي از زكات را براي خود و اهل بيت خود صرف نفرمود زيرا از احكام قطعي اسلام اين است كه زكات بر پيامبر و خانواده وي حرام است، خدم و حشمي هم نداشت كه زكات را مصرف آنها نمايد و تشريع آن جز براي رفع فقر و حمايت طبقات محروم دليلي نداشته است.
وي حرفهاي سست ديگري نيز در ضمن گفتارخود آورده كه نیازبه جواب دادن ندارد ولي گو اين كه در آخر مطلب خود متوجه شده كه طی مباحثش بيش از حد عقل و انصاف طردشده اند.چارهاي جز اين نديده كه به اندكي از حقيقت اذعان نمايد تا مبادا عامه مردم متوجه اغراض زیرپرده گشته بكلي اعتماد خود را از دست بدهند.وی گفته است:
«... قرآن از اين حيث معجزه است كه به وسيلة محمد تك و تنها با دست تهي با نداشتن سواد خواندن و نوشتن برقوم خود پيروز شد و بنيادي برپا ساخت. قرآن معجزه است براي اين كه ددانِ آدمي صورت را به انقياد كشانيد...» (ص89).
جاداشت كسي از اين آقای محترم ميپرسيد شما كدام بشري را سراغ داريد كه به قول شما سواد نداشته و كتاب و اسناد و مراكز علمي و ياوري در اختيار نداشته با دست خالي بتواند برنامهاي پياده كند كه در مدت بسيار كم در آن عصر نبودن امكانات ارتباطي اين گونه عجيب مردم را متحول سازد؟! از مردمي كه بر سر يك دلو آب گاه دو قبيله تا آخرين افراد هم را كشته و هم را غارت ميكردند و انتقام را به عنوان يك ارزش والا از آباء و اجداد خود ياد گرفته بودند و دختران خود را با قساوت تمام زنده به گور و اولاد خود را حتي از ترس فقر به راحتي ذبح ميكردند مردمي بسازد كه وقتي بر مكه و مكيانی كه سالها رنج آوارگي و گرسنگي و طعم مرگ و ترس را برآنها تحميل كرده بودندپیروزشدند از آنهادر گذشته و حتي آنها را در غنايم نيز سهيم سازند؟!
وقتي كه فرمانده سپاه اسلام سرزمين شام و اطراف آن را تصرف نمود سران مسيحيان را احضار كرد و به آنها تفهيم نمود كه حاكميت اسلامي موظف به دفاع از آنهاست (در قبال جزيهاي كه ميپردازند) و آنها مقداري از جواهرات جمعآوري شده از مسيحيان منطقه را به فرمانده سپاه اسلام تحويل دادند چند روز بعد وي بزرگ مسيحيان را احضار و جواهرات را به وي بازگرداند. او متعجبانه پرسيد چرا؟ مگر قرار نبود كه در ازاي اين هزينه مسيحيان در پناه سپاه اسلام باشند؟ فرمانده سپاه مسلمين جواب داد آري لكن طبق اخبار واصله سپاهي گران از سوي روم در حال آمدن براي جنگ با ماست و با توجه به تعداد نفرات آنها بعيد است بتوانيم در برابر آنها مقاومت كنيم بنابراين اگر ما نتوانيم از شما دفاع كنيم حق استفاده از اموال شما را نيز نداريم!
سؤال ما از آقاي مؤلف (كه چارهاي جز اعتراف به اين حادثه شگفت نديده و پذيرفته كه محمد(ص) با دست خالي و عدم دسترسي به علوم و فنون و حتي خواندن و نوشتن وبه تنهایی اين تحول عظيم را ايجاد كرده از مردمي آن گونه وحشي مردمي اين گونه ساخت) اين است كه اگر اين معجزه الهي نيست پس چيست؟ و اگر همچو نظام تشريعي و اخلاقي با آن بيان نافذ عجيب كه اين طور مردم را متحول سازد اعجاز نيست پس معجزه کدام است؟ و اگر قرآن نه در بعد بيان نه در بعد تشريع نه در بعد اخلاق معجزه نباشد (كما اين كه وی ادعا كرده) پس در چه بُعدي معجزه بود كه اين آثار عجيب از اين كتاب شگفت ساطع شد؟! وی در آخرين كلام، مولف بانقض رشته های سابق خود گفته: «حضرت محمد به قرآن باليده و آن را سند صدق رسالت خود قرار داده است زيرا، آن، وحي پروردگارو واسطة ابلاغ اوست» (ص89).
اين سخن كه اعتراف به آسماني بودن دعوت نبوي است از همان كسي است كه چند لحظه قبل ادعا ميكرد كه احكام اسلام يا از جاهليت گرفته شده يا از كتب يهودمیباشد و آيات قرآن زائيدة روياهاي عرفاني پيامبر است و حضرت ديد حكومت پول لازم دارد لاجرم زكات را وضع نمود و عقل و هوش سرشار محمد تشخيص داد كه باده و قمار براي عرب مضر است آن را منع نمود و.... ولي اكنون چنين اعتراف میکند. و البته گاهی اوقات کبرسن برای عده ای موجب فراموشی میگردد.
«ليميزالله الخبيث من الطّيّب و يجعل الخبيث بعضه علي بعض فيركمه جميعاً فييجعله فيجهنم اولئك هم الخاسرون» (انفال/37).
ادامه دارد....
منبع : یزدفردا
این وبلاگ به جهت ارائه نظرات استاد عزیزم آزاده هشت سال دفاع مقدس جناب آقای دکتر محمد رضا شایق مفسر و حافظ قرآن کریم راه اندازی شده است انشاالله که بتوانیم بخوبی مطالبی که این استاد محترم ارائه می نمایند را در وبلاگ عرضه نمائیم