علم غيب در قرآن و روايات:

در نهج‌البلاغه آمده است كه وقتي علي(ع) از آيندة شهر بصره خبر داد مردي از بني‌كلاب گفت يا علي آيا غيب مي‌داني؟ حضرت فرمود نه اي برادر آنچه گفتم غيب نيست بلكه دانشي است كه از رسول خدا(ص) آموخته‌ام علم غيب اينهاست علم نزول باران (زمان مكان و مقدار دقيق آن) علم به كودكاني كه در ارحام مادرانند (كه سعادتمندند يا شقي) علم به روز قيامت، علم به اين كه سرانجام (قطعي) هركس چيست و علم به اين كه هركس در كدام زمين خواهد مُرد.

اين علوم را فقط خدا دارد و اين كه در آيات بسياري از زبان پيامبر اسلام و ساير پيامبران و ملائكه و اجنّه غيب‌داني را نفي مي‌كند علم به اينهاست والاخبر دادن از آينده نه تنها از عهدة انبياء برمي‌آيد بلكه حتي افراد عادي هم اگر رياضت‌هايي را طي كنند قدرت پيشگويي تا حدّي را پيدا مي‌كنند و اين استعداد در وجود انسانها نهفته و نمونه‌هايي را شنيده‌ايم (اگرچه در شدت و ضعف بين انسان‌ها تفاوت وجود دارد) بنابراين اگر بگوييم فردي مي‌تواند از فردا خبر دهد براي او علم غيب ثابت نشده و اگر هم گفتيم پيامبران علم غيب ندارند معنايش اين نيست كه مثل مردم عادي و عامي هستند. و ما در مبحث «معجزه قرآن» توضيح داديم كه در مواردي بسيار پيامبر از آينده و مطالب ناپيدا خبر دادند لكن في‌الواقع اينها علم غيبِ مورد نظر قرآن نيست .

از سوي ديگر پنج علم غيبي كه بيان كرديم و قرآن در آخر سورة لقمان بيان فرموده به جز علم به زمان قيامت را خدا به هر كدام از رسولان خواست عطا مي‌فرمايد از اين رو در قرآن فرموده:

«او داناي به غيب است و كسي را بر غيبِ خود مطلع نمي‌سازد مگر رسولاني كه راضي است (بر راز غيب او مطلع باشند).»

بنابراين آياتي كه به ظاهر بيان مي‌كنند رسولان علم غيب ندارند معنايش توسط اين آيه توضيح داده شده و مراد اين است كه هيچ پيامبري از نزد خود علم غيب ندارد لكن معنايش اين نيست كه اصلاً دسترسي به علم غيب از طريق آموزش الهي هم ندارند چون موضوع دوّم را خود قرآن به نصّ تأييد مي‌فرمايد.


ادامه دارد....

منبع : یزدفردا