پاسخ استاد به کتاب 23 سال منتسب به علی دشتی - 16 - برخورد قرآن با يهود
مؤلف كتاب ادعا كرده كه: «اين اهل كتاب كه خداوند در مكه به پيغمبر دستور ميدهد با زبان خوش با آنها بحث و جدل كن... و مجازاتي برايشان تعيين نميشود .... در سال دهم هجري به جزيه دادن محكوم ميشوند آن هم با كمال خواري و فروتني وگرنه محكوم به اعدامند».
براي اين كه بطلان اين سخنان روشن شود نقيض ادعاي وي را خدمت خواننده گرامي ارائه ميكنيم.
اين كه ادعا كرده سخن پيامبر با اهل كتاب در مكه با زبان نرم بوده آيات بسياري شاهد بطلان آنند
(از سورة اعراف / مكّي):
ـ توبيخ بنياسرائيل به خاطر گوساله پرستي، توبيخ آنها به خاطر درخواست بت از موسي بعداز نجات از فرعون، يادآوري بيادبي منتخبان آنها در هنگام تكلم موسي با خدا و هلاكت جمعي آنها، يادآوري ظلم آنها به خود به خاطر ناشكري بر غذاي منّ و سلوي، ذكر تبديل ظالمانه قول خدا توسط آنها و نزول بلا از آسمان بر سرشان، ذكر زشتكاري يهود در حريمشكني روز شنبه و نسبت فسق به آنها دادن، بيان مسخ شدن حریم شکنان يهود توسط خداوند به صورت بوزينگان مطرود درگاه الهي، يادآوري اين كه خداوند اعلان نمود كه به خاطر اين ظلمهاي يهود تا روز قيامت كساني بر سرشان مسلط ميكند كه به بدترين عذاب مبتلايشان سازد و سرانجام در مورد بيتوجهي آنها به حدود و كتاب الهي و دنياپرستي آنها پايان مييابد.
اين فقره طي آيات 138 تا 169 در سوره اعراف آمده است و سورة اعراف از سورههايي است كه در اوايل سال چهارم بعثت يعني نه سال قبل از هجرت نازل شده است!
شبيه همين آيات سرزنشآميز نسبت به يهود از آيات 85 تا 92 در سورة طه آمده و اين سوره نيز نه سال قبل از هجرت به مدينه نازل گشته است.
در صدر سورة اسراء نيز به بنياسرائيل يادآوري ميكند كه دوبار به خاطر طغيانگري در زمين به بلاي خانمانسوز الهي مبتلاشدند و خدا ستمگران را بر سرشان مسلط فرمود و سپس با اين لفظ آنها را تهديد مينمايد كه «و ان عُدتُم عُدنا» اگر بازهم به اين طغيان دست بزنيد ما نيز دوباره به روش مجازات خود برميگرديم!
اين در حالي است كه سوره اسراء در مكه در حین مغلوبيت و ضعف مسلمين نازل شده است.
اينها و صدها آيه ديگر عكس گفتار بياساس مؤلف 23 سال را اثبات ميكند. اما بخش ديگر گفتار وي كه مدعي شده در مدينه آيات قرآن بلا برسر اهل كتاب نازل نموده و با آنها فقط با خشونت و تندي رفتار كرده را با آيات زير جواب ميدهيم. اين آيات در مدينه نازل شده كه بعضي از آنها در اوج قدرت اسلام و ضعف و ناتواني يهود بوده است. لكن لحن آيات لحن مشفقانه، نصيحتگرانه و مودبانه است. بنگريد:
ـ در ذيل آية 13 مائده بعداز انتقاد از بعضي اعمال بد يهود به پيامبر اسلام ميفرمايد: «فاعف عهنم و اصفح .... اينها را عفو كن و از آنها درگذر كه خدا نيكوكاران را دوست دارد».
لازم به ذكر است كه سورة مائده از 114 سوره قرآن يكصد و سيزدهمين سوره است يعني در اواخر عمر حضرت نازل شده يعني دستور عفو و گذشت نسبت به يهود در اوج توانمندي پيامبر اسلام!
در آيات 83 تا 85 همين سوره ميفرمايد: «به تحقيق نزديكترين مردم به مؤمنان در محبت و دوستي همانا نصاري (مسيحيان) هستند زيرا بعضي از آنها كشيشان و عدهاي راهب بوده و اهل استكبار (در مقابل حق) نميباشند».
اين لحن عطوفانه نسبت به گروهي از اهل كتاب در اوج قدرت اسلام است در حالي كه در آياتي كه سالها قبل از اين آيه در مكه نازل شده است قرآن كريم از عدهاي از مسيحيان به خاطر اعتقادات غلط شديداً انتقاد ميكند از جمله در آيات 34 تا 37 مريم كه در طي آن معتقدان به فرزندي عيسي(ع) نسبت به خدا تخطئه و به عذاب سخت الهي تهديد شدهاند، يعني درست عكس ادعاي مؤلف 23 سال.
همين طور در آيات 26 تا 29 سوره انبياء همين سنخ آيات در ردّ افكار آنها در مورد فرزند خدا بودن عيسي آمده است واین سوره هم مکی است.
آيات 65 و 66سوره مدنی مائده كه در حين قدرت كامل مسلمين در مورد اهل كتاب آمده مشفقانه و با كرامت همراه است و در بخشي از آن اعلان ميدارد كه اگر اهل كتاب به همان كتب آسماني خود هم عمل كنند از آسمان و زمين به آنها بركت ميدهيم و در آية 70 همين سوره اعلان ميدارد كه هركس از اهل كتاب به خدا و روز قيامت ايمان داشته عمل صالح انجام دهد خوف و ترسي براو نيست و در آيه 68 قبل از آن خطاب به آنها ميفرمايد كه اي اهل كتاب نزد خداوند هيچ ارزشي نداريد مگر اين كه به احكام خدا در كتاب تورات و انجيل عمل كنيد (يعني اگر به احكام تورات و انجيل هم عمل كنيد نزد خدا ارزشي پيدا ميكنيد و اين يعني آزادي عقيده)!
و در آية 40 سوره حج که مدنی است صريحاً اعلام ميدارد كه خدا از معابد مسلمين و معابد ساير اديان دفاع ميكند چون نام خدا در آن برده ميشود و بدين صورت معلوم ميشود از نظر اسلام معابد ساير اديان نيز قداست داشته و هتك حرمت و تخريب آنها جايز نيست (اگرچه حرمت مسجد بيشتر است).
لازم به ذكر است كه سوره حج كه شامل آية فوق است صد و سوّمين سوره قرآن بوده و بعداز پيمانشكني يهود و جنگ با مسلمين و شكست آنها نازل شده است.
شاهد ديگر،جريان مباهله است كه در سال دهم هجرت بعداز فتح مكه و در اوج قدرت مسلمين رخ داده، جريان اين بود: مسيحيان نجران كه بعداز شنيدن سخنان پيامبر فقط به خاطر اين كه چرا حضرت فرزند خدا بودن عيسي را منكر است حاضر به قبول اسلام نشدند و حاضر شدند طبق رسم راهبان خود با پيامبر و مسلمين مباهله كنند تا عذاب الهي برسر دروغگويان نازل شود اما وقتي فقط حضور عزيرترين اطرافيان حضرت را ديدند فهميدند كه اگر اين مرد صادق نبود عزيران خود را به صحنه نابودي نميآورد آثارعذاب رانیزدیدند لذا از مباهله منصرف و حاضر شدند با پرداخت ماليات به نظام اسلامي (جزيه) به زندگي خود با امنيت ادامه دهند اين شواهد و صدها شاهد ديگر اثبات ميكند كه اقاويل (استاد آقاي دشتي) گلدزيهر كذب محض است.
اما كلّي موضوع
اگر به صورت كلي به آيات مكي و مدني نگاه كنيم شيوههاي برخورد قرآن با اصناف مشركين و اهل كتاب در دو مرحله متفاوت است چه در اوج قدرت اسلام و چه در اوج ضعف و مغلوبيت، در شهر مكه آيات با لحن تند و تهديدآميز و نيز آيات نصيحتگر و ملايم وجود دارد. بسان معلم دلسوزي كه براي تربيت شاگردان از فنون مختلف بهره ميبرد در برابر نيكيها تشويق و در برابر تنبليها نصيحتگر و در برابر بديها قاطع و پرجاذبه است.
براي اين كه خواننده گرامي بدا ند ريشة اعتقادات يهود در عصر نزول قرآن و اكنون چيست به گوشة كوچكي اشاره ميكنيم.
اعتقادات يهود در كتب مقدس تلمود كه تفسير تورات است گردآمده خواننده گرامي ميتواند به كتاب (دنيا بازيچة يهود) مراجعه كند و مستنداً به اعتقادات آنها واقف گردد از جمله:
1ـ يهود نژاد برگزيده خداست و حق حاكميت بر تمام جهان از آن اوست.
2ـ غيريهوديها (اجنبيها) حيوانات انساننما هستند كه خدا براي بهرهبرداري يهود آنها را آفريده است.!
3ـ خوردن و غصب و ربودن اموال اجنبي حلال است چون در واقع مال خود يهود است!
4ـ اجنبي حق حيات ندارد، نجات او حرام بلكه كشتن او از واجبات است.
5ـ بين اجنبيها پدر و فرزندي و ساير روابط عاطفي وجود ندارد همان طور كه بين الاغ و كرّهاش رابطه عاطفي نيست (با عذرخواهي)! (منظورشان اين است كه نبايد به اينها به خاطر روابط عاطفي ترحم كرد بلكه بايد در حق آنها قساوت به خرج داد).
6ـ ارتكاب فحشاء با نواميس اجنبي حلال است.
7ـ وفا كردن به عهد و پيمان غيريهود (اجنبي) واجب نيست.
8ـ يهود فرزند خدايند.
9ـ فقط يهودي به بهشت ميرود و ديگران به بهشت راه ندارند.
10ـ يهوديان به دوزخ نميروند.
11ـ خدا از اين كه چرا بچههاي خود (يهود) را در مقابله با بختالنصر ياري نكرد پشيمان شد و به صورت خود لطمه زد و شيون سرداد!
12ـ ساعات خدا در روز 12 ساعت است در 3 ساعت اول فكر ميكند در 3 ساعت دوم حكم ميدهد در 3 ساعت سوم اجرا ميكند و در 3 ساعت چهارم با رئيس ماهيان دريا بازي ميكند!!
13ـ (نعوذبالله) خدا دروغ ميگويد و مار از خدا راستگوتر است!
البته مامدعی نیستیم که همه یهودیان همچوعقایدی راقبول دارند بلکه امروزشاهدوجودکلیمیانی دردنیاهستیم که اسراییل مظهرتفکرات نژادپرستانه راهم قبول ندارندوحتی ازفلسطین دفاع میکنند.وحتی علیه افکارنژادپرستانه تظاهرات میکنند.
خداوند در قرآن كريم بعضي از عقايد فوق را با منطق محكم رد كرده از جمله شمارههاي 1، 3، 7، 8، 9 و 10 و از برخي ديگر به خاطر شدت سخافت و استهجان آن صرف نظر فرموده خوب به نظر خوانندة محترم آيا حتي تندترين آيات قرآن بالنسبه به اين افكار غلط و خطرناك نرم و مهربانانه به حساب نميآيد؟ و البته اين سؤال را بايد نويسندة كتاب 23 سال و مؤيّدان او امثال چوبينه جواب دهند (كه كار آنها باعث روشني چشم سران صهيونيزم شده) و بيترديد دستان صهيونيزم با همين افكار در پشت تأليف كتاب آنهاست.
صهيونيزم فرقه اي كه معتقد است تا دو سوم جمعيت جهان (كه به اعتقادآنها جمعيت اشرار نام دارند) قتل عام نشوند و دنيا به دست آنها نيفتد جهان سامان نخواهد گرفت و حتي ابرقدرت امريكا با آن همه جنايتهاي هولناكش در گوشه و كنار جهان خاصه در قرن اخير آلت دست همين سران صهيونيزم است و آن وقت قلم به دستان مامور آنها بی پروا پيامبر رحمت را طرفدار خونريزي و زور معرفي ميكنند پیامبری كه حتي در اوج قدرت كينه توزترين دشمنان خود را نيز ميبخشيد.!
عامه ميگويند سير به پياز طعنه زد كه چقدر بدبويي لكن در اين جا اين مثال ناقص است بايد حال این مستشرقان فاقد انصاف ومریدانشان راچنین باز گفت:
انغوزه به عطر از حسد ميگفت بـوي تــو چقدر مردم آزار است
از بوي بد تو خلق بگــريــزنـد بوي من و سير مشك بازار است!
ـ رمز نزول سورة برائت و برخورد تند قرآن با شرك
در منظر قرآن كريم (اين كلام وحي الهي) ريشة همة پليديها و فتنهها، حقكشيها و بيعدالتيها و فسادها در جهان شرك به خداست و اگر به دقت نظر كنيم اين حقيقت مسلم خواهد شد.
براي اين كه مطلب روشن شود مثالي ميزنيم. در يك كشور اگر يك رهبر قاطع وجود داشته و همه نظر او را ملاك بدانند هيچگاه جنگ و فتنه و ناامني به وجود نخواهد آمد و اگر آن رهبر، صالح باشد فساد و بيعدالتي نيز رخ نخواهد داد.
زماني كه عدهاي پيدا شده فرد ديگري را به جاي او رهبر خود بدانند اينجاست كه دعوا و فتنه بروز خواهد نمود و جنگ و ناامني رخ خواهد داد.
هيچ انسان موحّد منكر اين حقيقت نيست كه برنامهريزي براي هر اختراع حق مخترع و صانع آن است و چون خدا صانع اين عالم از جمله انسان است برنامهريزي زندگي انسان (قانون) حق مسلم خداست پس لاجرم در هر زمان يك دين مقبول الهي كه حاوي برنامه جامع اوست وجود دارد.
بديهي است همان طور كه در يك كشور مادام كه يك رهبر مطاع و صالح مورد تبعيت باشد فتنه و فساد و بيعدالتي در آن وجود ندارد در جهان نيز مادام كه مردم پيرو قوانين الهي بوده و براي او شريك و عدلي قائل نشوند محال است فتنه و فسادي بروز كند زيرا مبدأ عمل و قبول همه يكي است فتنه و فساد موقعي در جهان شروع شده گسترش مييابد كه عدهاي فرامين الهي را ناديده گرفته معبود ديگري براي خود برگزينند. اينجاست كه آراء مختلف و درگيريها شروع ميشود و نتيجة آن جنگ و بالطبع هلاك حرث و نسل و فساد و ظلم خواهد بود.
بدين سبب قرآن كريم ريشة تمام تبهكاريهاي عالم را شرك به خدا ميداند از اينرو درعین حال که تأكيد بر «لااكراه فيالدين» و شعار «لست عليهم بمصيطر»میفرماید موجوديت شرك رانیز به هيچ وجه به رسميت نشناخته است و در سوره برائت به صراحت پايان عمر شرك و بتپرستي را اعلان نموده و به همين سبب در سال نهم هجرت به واسطه همين قاطعيت بدون اين كه كسي به خاطر اصرار بر بقا در بتپرستي كشته شود به صورت رسمي ريشه شرك به خدا از شبه جزيره عربستان بركنده شد.
اما با وجود اين لحن قاطع در نفي اعتقاد شركآميز و نفي موجوديت رسمي براي شرك و مشرك در اين سوره موجوديت اهل كتاب را در آيه 29 همين سوره مباركه به رسميّت شناخته و دليل آن قبول جزية آنها از جانب نظام اسلام است و اين بهترين دليل بر عدم اجبار اصحاب اديان آسماني براي ترك دين خود از سوي اسلام و مسلمين ميباشد.
اما اين كه مؤلف كتاب 23سال برای اقناع عوام با استناد به آية فوقالذكر مدعي شده اسلام برخلاف آيات مكي كه با اهل كتاب به مدارا خطاب ميكرد در اينجا با تحقير و توهين بلا بر سر آنها نازل كرده تا يا جزيه دهند يا محكوم به اعدام شوندادعایی عکس واقع است زيرا در قرآن اهل كتاب را به دو گروه تقسيم نموده گروهي كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند و اين در آيات 60 بقره، آلعمران و 70 سوره مائده و آيات ديگر آمده است و خداوند با اكرام از آنها ياد نموده و گروه دوم گروهي از آنهايند كه اعتقاد درست يا محكمي به مبدأ و معاد ندارند ولذا ما دو دليل صريح داريم كه در آيه مورد اشاره مؤلف در بالا تمام اهل كتاب مورد برخورد قاطع نيستند.
1ـ عبارت اول همين آيه كه ضرورت اين برخورد را متوجه افراد بيايمان اهل كتاب به مبدأ و معاد نموده است نه همه آنها.
2ـ آية هفتاد از سورة مائده كه پس از اين آيه نازل شده و مؤمنان اهل كتاب به مبدأ و معاد را ستايش نموده است.
اما پرداخت جزيه به اين دليل است كه هر شهروند بايد مالياتي را به دولت اسلامي بپردازد مسلمين زكات و خمس ميدادند و چون زكات و خمس براهل كتاب الزامی نبود لاجرم بايد در مقابل خدمات نظام اسلامي مالياتي را بپردازند كه جزيه نام داشت.
ادامه دارد....
منبع : یزدفردا
این وبلاگ به جهت ارائه نظرات استاد عزیزم آزاده هشت سال دفاع مقدس جناب آقای دکتر محمد رضا شایق مفسر و حافظ قرآن کریم راه اندازی شده است انشاالله که بتوانیم بخوبی مطالبی که این استاد محترم ارائه می نمایند را در وبلاگ عرضه نمائیم