پاسخ استاد به کتاب 23 سال منتسب به علی دشتی - 7 - جوابيه قسمت محيط پيدايش اسلام
جوابيه قسمت محيط پيدايش اسلام
اهداف مؤلف در اين بخش نيز دنبال شده از جمله اين كه گفته:
«در دو شهر مكه و مدينه... ساكنان اين دو شهر مخصوصاً يثرب تا حدّ زيادي تحت تأثير عقايد يهوديان و ترسايان قرار گرفته بودند كلمة الله ميان آنان رواج يافته بود .... از اخبار تورات و روايات بنياسرائيل كم و بيش اطلاع داشتند قصة آدم و شيطان در ميان آنها رواج يافته بود...» مؤلف کتاب 23سال كوشيده است تا در فكر خواننده بدمد كه داستانهاي قرآن با همه زيبايي چيز تازهاي نیست و اقتباس است:
اولاً بين قصههاي قرآن كه با آن زيبايي و عظمت و لطافت و درخشش توحيدي آمده با قصههاي آميخته با خرافات كتب مقدس يهود تفاوت بلكه تعارض عميق وجود دارد.
مخفي شدن آدم از ديد خدا در بهشت و اين كه خدا دنبال او ميگشت! كشتي گرفتن يعقوب با خدا! عشق بازي داوود با همسر اوريا و دهها مطلب شرمآور ديگر كه چهرة زيباي توحيد و نبوت را در كتب يهود مشوش ساخته بود در قرآن كريم با زيباترين صورت ممكن بیان شده است.
ثانياً: جالب اين است كه تمام قصههاي قرآن مثل قصة مريم و عيسي، زكريا و يحيي، آدم و شيطان و خلقت آدم، داستان موسي و فرعون، داوود و سليمان، ابراهيم، شعيب، يوسف و يعقوب همه در مكه نازل شده است در حالي كه حتي يك نفر از يهوديان در حوالي مكه زندگي نميكرد و بين مكه و مدينه دشتي تفتيده به فاصله حدود 500 كيلومتر بود و اهل مكه نيازي به سفر به مدينه نداشتند و از اهل مدينه نيز فقط مشركان براي زيارت كعبه ميآمدند و يهودان هيچ كاري در آنجا نداشتند. بنابراين به طور قطع هيچ ارتباطي با پيامبر اسلام نداشتهاند كه حضرت بخواهد چيزي از علوم و داستانهاي آنها را بياموزد وانگهي در موارد بسياري قرآن مخالف كتب يهود در مورد پيامبران سخن گفته و از سوي ديگر حقايقي بسيار را آورده كه در كتب يهود موجود نيست و از جهت چهارم در ميان يهود فقط علماي محدود آنها سواد داشته و كتاب در اختيار داشتند و عوام مردم نه قدرت خواندن داشته و نه كتابي در اختيارشان بود و به همين جهت علماي مزبور اين امر را وسيلهاي براي سيطرة معنوي و مادي بر قوم خود قرار داده بودند و حتي آيات خدا را به آنها ميفروختند كه قرآن كريم بارها آنها را به خاطر اين عمل ناپسند نكوهيده است (آيات77و78آل عمران).
كم كم همين امر باعث شد كه عدهاي از صاحبان كتب مقدس به دليل مطامع مادي از نزد خود عباراتي را ابداع و به عنوان آيات خدا به عوام يهود بفروشند. قرآن كريم در اين رابطه ميفرمايد:
«پس واي بر كساني كه كتاب را با دستان خود نوشته سپس (به مردم) ميگويند اين از نزد خداست تا آن را به مبلغ ناچيزي بفروشند پس واي بر اينها از آنچه دستانشان (به دروغ) نوشت و واي بر آنها از آنچه به دست آوردند» (بقره آي79).
در آيات ديگري نيز قرآن كريم آنها را مورد خطاب تند و نكوهش قرار داده ميفرمايد:
«اي اهل كتاب بحق رسول ما براي شما آمد تا بسياري از حقايق كتاب را كه شما پنهان ساخته بوديد آشكار سازد و از بسياري (از رذايل شما و افشاي آن) درگذرد بحق كه از سوي خدا نوري و كتابي روشنگر برايتان آمد» (مائده، آيه15).
از مخاطبه تند قرآن معلوم ميشود كه اين رسم در ميان يهودان به صورت يك سنت درآمده بوده است و احبار يهود كتاب خدا را به عنوان يك مالالتجاره مخفي ساخته و به اين سادگي از معارف آن براي كسي پردهبرداري نميكردند. با اين وضعيت چگونه پيامبر در شهر مكه كه به هيچ وجه محل آمد و شد يهود نبوده و پيامبر نيز به مدينه نميرفتند تا با يهود تماس گرفته و اين داستانها را از آنها آموخته باشد؟! و بفرض اگر همچو موضوعي وجود ميداشت آيا وقتي قرآن كريم بيشترين انتقادات را از بزرگان يهود نموده آنها را به شدت سرزنش ميكرد و حتي عدهاي از آنها راكه به تورات عمل نميكردند به خري كه كتاب بر پشت دارد اما خود از محتواي آنها بيخبر است تشبيه مينمود آيا در اين صورت آنها نباید فرياد ميزدند كه اي محمّد تو اين داستانها را از خود ما آموختهاي پس چرا اكنون علم ما را عليه ما به كار ميبري؟! آري سكوت ذلتبار سران يهود و اسلام آوردن عدهاي از آنها دليل روشن ديگري است براين حقيقت كه اين داستانهاي زيبا و عبرتانگيز و انسانساز اقتباس از كتب يهود نيست.
از همة اينها كه بگذريم به خاطر پيشرفت سخنوري در ميان عرب قبل از اسلام و اهميت داشتن بيش ازحد شعر و كلمات بليغ در نزد اعراب حرص و ولع عجيبي در حفظ اين اشعار و سخنان نغز وجود داشت به طوري كه به اعتراف بلكه اجماع محققان تاريخ و ادب عرب و حتي مستشرقان غربي مشابه آن را در هيچ قوم و قبيلة تاريخ نميتوان يافت به همين سبب امروز ابيات بسيار و قطعات فراواني از اين كلمات بليغ از شعرا و خطباي جاهليت در دست ماست از تعريف بُتان و معشوقه و ميگرفته تا شعرهاي حماسي و انتقام اما در ميان آنها اثري از آنچه مؤلف كتاب 23 سال ادعا كرده ديده نميشود چه اين كه وي مدعي شده بود قبل از ظهور اسلام داستان آدم و حوا و شيطان و اخبار تورات در ميان مشركان رواج يافته بوده است و بديهي است كه اگر حرف وي راست بود بيترديد بايد اثري از اين داستان در ادبيات آن عصر مشهود باشد.
همان طور كه تأثير اين داستانها كه در جامعه اسلامي رواج يافته بوده است در اشعار شعراي بزرگ مثل سعدي و حافظ و مولوي و... بارها و بارها ظهور كرده است مثل:
از دل تنگ گنه كار برآرم آهي آتش اندر گنه آدم و حوّا فكنم
(حافظ)
مــن ملك بــودم و فـردوس برين جايم بود آدم آورد دريـــن ديــــر خــــراب آبــــادم
(حافظ)
چه غم ديوارامت راكه داردچون توپشتيبان چه باك ازموج بحرآنرا كه باشد نوح كشتيبان
(سعدي)
و همين طور اشاره فراوان به داستانهاي سليمان، داوود، آدم، موسي و... در اشعار مولوي از اين نمونه است و اين بسيار طبيعي است كه وقتي داستاني در جامعهاي شيوع پيدا كرد خواه ناخواه در ادبيات آن جامعه خاصه شعر بروز پيدا ميكند بنابراين چگونه ادعاي مؤلف 23 سال مبني بر شيوع داستانهاي تورات در ميان مشركان راست است در حالي كه اشعار بسياري از آن عصر در دست است و هيچ اثري از آنها ديده نميشود؟!
در پايان مطالب را به صورت مجموع و خلاصه ميآوريم:
1ـ تمام قصههاي قرآن (مريم، عيسي، زكريا، يعقوب، يوسف، ابراهيم، موسي، داوود و سليمان، يونس، شعيب، آدم و شيطان) در مكه نازل شده و اگر به بعضي از آنها در سور مدني نيز اشاره شده منافاتي با سخن ما ندارد چون قبل از آن در مكه نازل شده بوده است و مردم مكه هيچ ارتباط فرهنگي و تجاري با يهود كه در اطراف مدينه دورتر از 400 كيلومتر از آنها ساكن بودهاند نداشته و اينها همه از مسلمات مورد اجماع است.
2ـ قصههاي تورات لبريز از خرافات است كه گذشت اما قرآن برخلاف آنهاست.
3ـ بسياري از حقايقي كه در داستانهاي قرآن آمده در تورات وجود ندارد.
4ـ علماي يهود تورات را مخفي نموده و به هيچ روي آن را حتي در دسترس عوام يهودي نيز قرار نميدادند چه رسد به مشركان و در ازاي بيان حقايق و عبارات آن از مردم پول ميگرفتند.
5ـ اگر پيامبر اين داستانها را از آنها گرفته بود در موقع نفي آراء غلط يهودان و تاختن به افكار و اعمال و اقوال علماي آنها قطعاً به حضرت متعرض شده و ميگفتند كه تو اين مطالب را از خود ما ياد گرفتهاي، اما در مقابل خطاب شكننده و منطقي قرآن سكوت ذلتبار پيشه كردند.
6ـ اگر اين داستانها در ميان مشركان رواج داشته چرا اثري از آنها در ادبيات آن عصر كه امروز به وفور در اختيار ماست ديده نميشود؟
اما اين كه به روايات فراوان ومشهوری برميخوريم كه مشركان نزد يهود آمده و گفتند سؤالي به ما ياد بدهيد تا از محمد بپرسيم و وي را بيازماييم تا اگر از سوي خدا نيامده در پاسخ درمانده شودموید دیگری برگفتارماست.که دریکی ازاین موارد يهود سؤال در مورد ذوالقرنين را به آنها ياد دادند. زيرا اگر داستانهاي تورات در دسترس همگان از جمله مشركان ميبوده قهرا پيامبر هم از آنها مطلع بوده و ديگر معنا نداشت كه يهود به عنوان آزمايش از اين موضوع يك سؤال سخت طرح كنند تا خبر درست پيامبر(ص) ملاك و دليل صدق نبوت وي باشد و اين داستان نشان ميدهد كه به هيچ وجه جامعة عرب آن روز و حتي عوام يهود از داستان ذوالقرنين مطلع نبودهاند و احبار يهود اين داستانها را (همان طور كه بيان شد) مخفي ميداشتهاند به گونهاي كه مطمئن بودند كه اگر وي پيامبر خدا نباشد از پاسخ دادن بدان عاجز خواهد ماند! (دقت كنيد)
ادامه دارد....
منبع : یزدفردا
این وبلاگ به جهت ارائه نظرات استاد عزیزم آزاده هشت سال دفاع مقدس جناب آقای دکتر محمد رضا شایق مفسر و حافظ قرآن کریم راه اندازی شده است انشاالله که بتوانیم بخوبی مطالبی که این استاد محترم ارائه می نمایند را در وبلاگ عرضه نمائیم